محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

300

رشحات البحار ( فارسى )

بلكه ارواح موجود در تحت العرش است ، باز هم رجعت ارواح به عالم ملك تاييد مىشود ؛ زيرا انان برزخى هستند و در نتيجه ظهور مىكنند . اين نكته قابل تدبر است . لم ( چرايى ) سوم ؛ رجعت از طريق استحضار اين نوع رجعت خاص نفس‌هاى ضعيف مؤمن و همه نفس‌هاى شقى كافر است . چنان‌كه آيه و روايت اين امر را اثبات مىنمايند . استحضار انان نيز از طريق « وزع » و « تقييد » است . مؤمن ضعيف نمىتواند چنين كارى را انجام دهد و براى اين امر نيازمند تصرف ولى مقتدرى است كه وى را بازگرداند ( رجعت دهد ) تا دايره سعادت وى را كامل نمايد . كافران نيز به علت عدم تمايل به بازگشت ، چنين كارى را انجام نمىدهند ( نمىتوانند انجام دهند ) . اين است كه ولى انان را باز مىگرداند ؛ زيرا حجاب ، ملكه شقاء نسبت به كمال شهود ، و انكار در انان رسوخ يافته است . اينجا است كه : وقع القول عليهم بما ظلموا فهم لا ينطقون . چون انان به خاطر رسوخ و ملكه ( حجاب و شقاوت ) حقيقت را درك نمىنمايند . همچنان‌كه به رجعت عترت بر امت و تكلم انان با مردم ، يقين ندارند و اين درست مانند اشقياى زمان پيامبر و ساير انبيا است كه با وجود آنكه آيات را مشاهده مىكردند ، به انان ايمان نمىآوردند و انان را گاهى به جنون و گاهى به سحر متهم مىساختند . مقام دوم : كيفيت رجعت اين مقام نيز چند مقدمه دارد : مقدمه يكم [ بدن دو نوع است ] بدن دو نوع است : مادى و برزخى . بدن مادى از تركيبات و بسائطى